| درباره کنسرت محمدرضا لطفي |
|
|
|
محمود دولت آبادي بازگشت محمدرضا لطفي نوازنده ي چيره دست و استاد موسيقي ملي به ايران يک اتفاق خجسته است و عميقاً نمادين. او قريب سي سال به دوري از اصل خود تن سپرد و به سير آفاق و انفس درآمد که بي گمان تجربه هايي در خود داشته است آن سير و سياحت ها. يک سال پيش، شنيدم به خنياگري پرداخته در باغ نياوران و خوب دريافته نشده است. از آن که جامعه ي هنرپذير کم گذشت و بيش خواه است و اين در جاي خود مفيد نيز هست. اما درک موقعيت هنرمند و کوشش او براي بازيافت خود بعد از يک عمر، امري ست که از جانب ارباب هنر بايد به تشخيص درمي آمد که در واکنش ها و داوري ها، شنيدم که چنان تاملي رخ نداده است. ويژه آن که ما مردم اصولاً کم بين هستيم و در دوره هاي اخير به نظر مي رسد کم بين تر هم شده ايم و چون هنروري در مقام لطفي از چارچوب هاي پيش ساخته ي ذهن ما بيرون بزند، کم مي ماند که به وي القاب دلخواه خود را هم بدهيم. دور از من باد چنان و چنين داوري ها؛ اما شنيدم که گفتند و من فقط سکوت کردم. باري... گذر يک ساله زمان بسيار اندکي ست براي فراهم آوردن و آموزانيدن و شناختن قريحه ها و هماوا و هماهنگ کردن جمعي از هنرورزان جوان که ميانگين عمر ايشان را به 25 سال مي توان تخمين زد. با وجود زماني چنين اندک، محمدرضا لطفي به ياري همدلي جوانان شيفته ي موسيقي در ايران، توانسته است جمعي بزرگ در حدود پنجاه هنرمند را در سه نوبت روي صحنه بياورد و يک کار گروهي کم سابقه را روي صحنه ي بزرگ تالار شهر به نمايش بگذارد. با وجودي که هم از کودکي و نوجواني شيفته ي موسيقي بوده ام و در اوج هاي شباب، همدم ساز افسونگر لطفي بوده ام، اما در سي ساله اخير بخت آن را نيافته ام که بيننده ي موسيقي زنده در تالارهاي شهر باشم؛ مگر دو نوبت که به ديدار سازنوازي هاي درخشان دوست ديگرم حسين عليزاده رفته ام.يک بار در فرهنگسراي بهمن و يک بار در تئاتر شهر. اين گروه نوازي را نخستين بار حسين عليزاده به روي صحنه آورد با نام «ترکمن» که برگرفته و بازساخته از همان مايه هاي موسيقايي پرنيروي قوم ترکمن بود و چنان زيبا و پرقدرت که مرا در جا مبهوت کرد در نخستين دقايق. اما حقيقت اين که گروه همنوازي ترکمن در مسير اجرا خيلي زود در اختيار سازنوازي فردي قرار گرفت و حضور ديگر نوازندگان خيلي زود کمرنگ و بي رنگ شد، در حالي که انتظار مي رفت - و خود مايه هاي موسيقايي مجال مي داد و اين توقع را ايجاد کرده بود - خلاف فردي شدن پيش برود. يعني انتظار مي رفت موسيقي از فرد به جمع و از جمع به فرد در نوساني هماهنگ باشد، اما چنين نشد و در پايان از سر صميميت محض خطي براي هنرمند عليزاده فرستادم به اين مضمون که اي کاش به همنوازي مجال بيشتري داده مي شد. شايد نمي بايست چنان زود واکنش نشان مي دادم و آن از شيفتگي من بود و اگر موجب آزردگي خاطر شده باشد از اين بابت عذر مي خواهم، اما نظرم - اگر اهميت داشته باشد- همان است.بنابر اين اصل ضرورت گروه نوازي و دور شدن از شوق و هم رخوت موسيقي محفلي، ابتدا در ذهنيت سازنده ترکمن جوانه زده بود، اما انجام موفق آن همچون شروع و آغاز کاري که آينده درستي و تکميل آن را برعهده خواهد داشت در شب هاي ارديبهشت گروه شيدا رخ داد؛ و تفاوت عمده اش با نمونه هاي موسيقي ملي ما اين که موسيقي در جمع توزيع شده بود، مگر يکي دو نمونه که نقشي کمرنگ داشتند و جالب اين که با هنجاري که ارائه شد - يعني توزيع موسيقي - آن نمونه ها به چشم مي خوردند. شايد من ذوق زده شده باشم، اما بر يک اصل تاکيد مي ورزم که موسيقي محفلي ما در ذات خود خاصيت مجلسي داشته و دارد و در روزگار جديد همين که به تالارهاي شهرها هم راه يافته خودش گامي در پيشرفت و حرکت به سمت اجتماعيت است، اما کيفيت چنان موسيقي محفلي همان کيفيت پدرسالار و بايد گفت کيفيت زمين داري و حکام نوع تيولداري دوران قاجار و پيش از آن است که در دوره ي پهلوي ها از طريق راديو و سپس تلويزيون به مردم مي رسيد. در اين معناست که اقدام محمدرضا لطفي يک ابتکار نو شمرده مي شود به جهت تلاش براي جمعي کردن موسيقي ايراني و گريز از خمودگي عادت شده با روحيه ي انفرادي و شکاندن جسورانه ي هنجارها در عين حفظ تشخص هر هنرمند در جمع. بديهي است اين امکان وجود داشته باشد و دارد که با ميزانسن ديگري اين جمع هاي سه گانه روي صحنه جاي نشين بشوند. با ايجاد سکوها و تغيير از يک رديف هلالي به دو يا سه رديف که اين به تدريج شدني خواهد شد با توجه به گفتگوي سازها با يکديگر و ترکيب جمعي آنها که در تخصص خود ايشان است. اما درک من ضمن جذبه ي هنرنمايي ها اين بود که با چنين معياري مي توان بيش از يک آوازه خوان در صحنه داشت، و اگر دو يا چند ساز مي توانند با يکديگر گفتگو کنند، چرا دو يا سه آوازه خوان نتوانند با آوازهاي خود گفتگو داشته باشند؟ اين به جاي خود، اما در آن هلال نشسته ي هنرمندان که شاهد بودم، چون لطفي را در سمت چپ صحنه ديدم، احساس کردم جاي حسين عليزاده در سوي راست صحنه بجاست. اکنون با آرزوي بهترين ها براي جوانان درخشان موسيقي ايران که شاهد بوديم، اميدوارم بازآمدن لطفي و حضور او به تعادلي بينجامد که بشود ياران ديرين موسيقي خود را نيز يکجا ببينيم و بشنويم. |
نوشته شده توسط p.kh در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
زندگی نامه (دانلود اثر)
گفتوگو با بهمن رجبي ( هادی اینانلو )
هنر و موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر
قمرالملوک وزیری ( دانلود تصنیف و زندگی نامه )
دانلود آواز بیات اصفهان (استاد بیگجه خانی)
او الهه ی فسون ساز نغمه پرداز بود
دانلود (( تا بیکران دور دست )) کیهان کلهر و اردال ارزنجان
درباره کنسرت محمدرضا لطفي (محمود دولت آبادی)
دانلود آخرین اخبار و زندگینامه شهرام ناظری (مجموعه آثار )
درباره وبلاگ

نشر موسیقی فاخر و هر آنچه که پیرامون آن است از اهداف این وبلاگ است(البته با رعایت حقوق ناشران (copy right ) آن هم به سبک ایرانی که تعریفش را در این وبلاگ مشاهده می کنیم )
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
دل آواز
ماهوریان
نیستان-(قاسم علوی)
دیلمان (برگ سبز)
تا زنده ام آواز می خوانم
موسیقی سنتی
موسیقی ملی ایران
تنبورستان
حزین (دود عود)
شب نوشته ها
نواهای ایرانی
تنبور مست
ملکوت
همکلاسی
سیاه مشق
تحریر
نی نامه
سازناز
راست پنجگاه
پیمان ناصح پور
سنتور
سربانگ
سکوت دل
موسیقی زمان ما
نی نوا
وبلاگ آرشه
چپ راست کوک
موسیقی ما
ماهی برای سال نو(موسیقی)
مقام (تنبور شمس)
پیام چکاد
پیوندهای روزانه
دانلود (( تا بیکران دور دست )) کیهان کلهر و اردال ارزنجان
درباره کنسرت محمدرضا لطفي (محمود دولت آبادی)
دانلود آخرین اخبار و زندگینامه شهرام ناظری (مجموعه آثار )
دانلود آهنگ شیدا (چکنارویان و ناظری)
شناخت نامه کیهان کلهر
دانلود آئین مستان (سید خلیل عالی نژاد)
دانلود تصنیف واران (چکنارویان و ناظری)
30سال با 2 مضراب
شناختنامه بهرام بيضائی
احمد عاشورپور درگذشت
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
طراح قالب
POWERED BY